خاطرات بارداری
سلام عزیزم ،گل ناز من برات چند خط از دوران شیرین بارداری که باهم گذراندیم مینویسم ببخش که دیر اومدم. میدونی چند سال واسه اومدنت انتظار کشیدیم درست 12سال خیلی سختی کشیدیم تا شما رابه دست بیاریم. از روزی شروع میکنم که فهمیدم شما دروجود من هستین باورم نمیشداحساس خیلی قشنگی داشتم بعداز روزهایی که باهزار مصیبت همراه استرس گذراندیم روزی که اولین ضربان قلب نازت راشنیدم واز سالم بودنت مطمئن شدم خداراهزار بار شکرمیگویم یه گوسفند هم قربانی کردیم. بعداسمت هم که از اول انتخاب کردیم اگه دختر باشی زهرا واگه پسرباشی احسان.کم کم داری بزرگ میشی وقتی تکون میخوری آروم میشم خیلی آروم هستی وقتی حست نمیکنم خیلی نگران میشم. بعد از سونوگرافی که ش...
نویسنده :
مامانی
7:50



